مطالعه رابطۀ بین تأمین مالی از محل افزایش سرمایه و بازده سهام شرکت‌های بورس 

قسمتی از متن پایان نامه :

.

اظهار مسئله

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

اصولاً هر شرکتی جهت توسعه فعالیت‌های خود و افزایش سود‌آوری و ارزش سهام شرکت در مواقعی نیاز به منابع مالی جدید دارد. هر یک از روش‌های تأمین منابع مالی بنا به اوضاع اقتصادی و سیاسی کشور و همچنین با در نظر داشتن شرایط مالی شرکت معایب و محـــاســنی دارد. لــذا مدیــریت هنـگام تصمیم گیری برای بهره گیری از منابع مالی جدید بایستی هزینه منابع مختلف مالی را مشخص کرده آثاری را که در هر کدام از این منابع بر بازده و ریسک عملیاتی شرکت می‌گذارد، تعیین نماید. بهره گیری از شیوه‌های صحیح تأمین مالی برای اجرای پروژه‌های سودآور می‌تواند در جهت افزایش بازدهی و ارزش سهام شرکت تأثیر اساسی اعمال نماید. بدست آوردن سود بیشتر و در نتیجه افزایش ثروت سهامداران از طریق تغییر ترکیب ساختار سرمایه، بخصوص بهره گیری ازاستقراض برای دوره‌های زمانی بلندمدت یکی از مواردی می باشد که شرکت‌ها بعنوان یک راهکار برای دستیابی به اهداف خود مد نظر قرار می دهند.

“گروهی از متخصصین مالی عقیده دارند که ارزش شرکت بستگی به عملکرد مدیریت دارد، نه ساختار سرمایه آن. آنها می‌گویند اتخاذ تصمیم‌های صحیح در زمینه سرمایه‌گذاریها می‌تواند باعث دستیابی به سود بیشتر و افزایش بازدهی سهام شرکت‌ها گردد نه اتخاذ تصمیم‌های مدبّرانه در زمینه تأمین مالی. پیش روی نظریه فوق، در نظر داشتن صرفه جویی‌های مالیاتی ناشی از هزینه بهره بدهی‌ها و پائین بودن هزینه بدهی‌ها نسبت به سایر منابع سرمایه، بیشتر متخصصین مالی را متقاعد کرده می باشد که بهره گیری از بدهی در تأمین مالی بلندمدت شرکت‌ها باعث افزایش ارزش شرکت و افزایش ثروت مالکان می گردد. بر این اساس شرکت بایستی بین ارزش صرفه‌جویی مالیاتی و هزینه‌های مختلف ورشکستگی تعادل مستقر سازد، یعنی تنظیم نسبت بدهی به گونه‌ای باشد که ارزش شرکت را به حداکثر برساند.

در واقع این گروه دستیابی به هدف نهایی شرکت، یعنی حداکثر کردن ثروت سهامداران را از طریق کاهش هزینه‌ها دنبال می کند، یعنی به حداقل رساندن هزینه تأمین مالی. بر اساس این نظریه اگر وضع یک شرکت به گونه‌ای باشد که از راه صرفه جویی‌های مالیاتی بهره‌مند گردد به نفع آن شرکت می باشد که از راه استقراض تأمین مالی نماید. بدیهی می باشد که شرکت با در نظر داشتن هزینه‌های احتمالی ناشی از نابسامانی یا بحران‌های مالی بایستی اندازه وام‌های خود را محدود کند” (دلاوری ، 1369، ص19)1.

واحدهای تجاری به مقصود تأمین مالی مورد نیاز خود برای نیل به اهداف گوناگون ابزارهای متفاوتی را مورد بهره گیری قرار می‌دهند، به این شکل که برای نیازهای مقطعی و کوتاه مدت اقدام به گرفتن تسهیلات اعتباری با پوشش زمانی اندک می‌نماید. این در حالی می باشد که برای تأمین منابع مالی سرمایه‌ای به مقصود اجرای طرح‌های توسعه اقدام به انتشار سهام جدید یا اخذ اعتبارات بلندمدت از سیستم بانکی یا با در نظر داشتن نوع محصولات تولیدی خود، ممکن می باشد با اخذ مجوز از مراجع ذیصلاح مبادرت به پیش فروش تولیدات خود نمایند. پس شیوه تأمین مالی ارتباط بسیار نزدیکی با نوع بهره گیری آن دارد. به نظر می‌رسد چنین موردی را بتوان در چگونگی عملکرد شرکت‌های پذیرفته شده در بورس تهران در سالهای اخیر نظاره نمود. وجود بعضی محدودیت‌ها برای بهره گیری از منابع اعتباری سیستم بانکی و عدم وجود امکانات و زمینه‌های لازم برای انتشار اوراق مشارکت، به ناچار شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران افزایش سرمایه (انتشار سهام عادی) را به عنوان یکی از متداول‌ترین ابزار تأمین مالی برمی‌گزینند. چنین به نظر می‌رسد که افزایش سرمایه با هدف توسعه و تکمیل فعالیت‌های تولیدی گامی در جهت رشد و سودآوری آتی و بالا بردن توان واحدهای تجاری می باشد. پس پژوهش حاضر با عنوان:

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

اهداف پژوهش عبارتند از:

الف- طراحی ساختار مطلوب در مورد بهره گیری از وام یا انتشار سهام با در نظر داشتن وضعیت فعلی بازار سرمایه ایران.

ب- تأثیر انتشار سهام و اخذ وام بر بازده و ارزش سهام شرکتهای پذیرفته شده در بازار بورس اوراق بهادار.

هرون و لی به مطالعه تاثیر روش های مختلف انتشار سهام جهت تامین مالی، مانند عرضه های اولیه (IPO)، عرضه های ثانویه و عرضه حق تقدم خرید سهام بر عملکرد عملیاتی پرداختند. آن ها دریافتند شرکت هایی که در عرضه اولیه، سهام را بطور منظم ارائه می کنند، بهبودهایی در عملکرد عملیاتی پیرامون عرضه سهام دارند. به گونه کلی، این پژوهش نشان می دهد که عملکرد عملیاتی به اندازه زیادی با نوع تامین مـالی شرکـت رابطـه دارد(هرون و لی ، 2004،ص 632-605)[1].

چی و پجت تغییرات عملکرد عملیاتی شرکت های چینی پس از عرضه اولیه سهام و ارتباط بین عملکرد عملیاتی و بازده این شرکت ها را مورد مطالعه قرار دادند. یافته ها حاکی از آن بود که عرضه اولیه سهام موجب کاهش قابل ملاحظه در قابلیت سودآوری، نرخ رشد فروش و کارایی شرکت می گردد؛ همچنین، شرکت هایی که قبل از عرضه اولیه سهام، بازده دارایی بالاتری داشتند، کاهش بیشتری در عملکرد بعد از عرضه اولیه سهام را تجربه کردند(چی و پجت ، 2006،ص 28)[2].

چنگ و همکاران به مطالعه ارتباط نظام راهبری شرکت و عملکرد عملیاتی بعد از عرضه اولیه سهام در شرکت های چینی پرداختند. شواهد نشان داد که این شرکت ها عملکرد عملیاتی بهتری قبل از عرضه اولیه سهام نسبت به صنایع مشابه داشتند. هرچند، در دوره بعد از عرضه اولیه سهام، سهامداران اصلی دستکاری سود از طریق مبادلات با اشخاص وابسته را متوقف کردند                   (چنگ ، 2005،ص 267-237)[3] .

[1] . Heron, & Erik Lee,2004,p605-632

[2] . Chi, Jing & Carol Padgett,2006,p28

[3] . Cheng, Peng,2005,p237-267

پایان نامه مطالعه رابطۀ بین تأمین مالی از محل افزایش سرمایه و بازده سهام شرکت‌های بورس

پایان نامه مطالعه رابطۀ بین تأمین مالی از محل افزایش سرمایه و بازده سهام شرکت‌های بورس

پایان نامه - تز - رشته حسابداری